السيد الطباطبائي

21

مجموعه رسائل ( فارسى )

صورت ، وصفى است ذاتى به اصطلاح باب برهان از آن ، قابل انفكاك نيست » و روشن است كه محمول بر آن ، وصف « از براى آن مؤلفى است » كه كبراى در قياس مذكور است ، نه وصف « مؤلف » پس محمول بر حدّ وسط ، نفس علت نيست ، زيرا علت « مؤلف » است نه مجموع « از براى آن مؤلفى است » و ممكن نيست كه در قياس نامبرده ، علت يعنى مؤلف به اسم فاعل ، بر مؤلف به اسم مفعول ، حمل شود ، على هذا اكبر : « از براى آن مؤلفى است » و به تعبير كتاب شفا : ذوالمؤلف اولًا براى حدّ اوسط يعنى مؤلف ثابت مىشود ؛ سپس از براى جسم كه موضوع صغراى قياس مفروض است به واسطهء مؤلف به ثبوت مىرسد ، و نتيجه حاصله از قياس مذكور ، امرى است يقينى ، زيرا حد وسط در آن ، علت ثبوت حد اكبر از براى اصغر است ، پس روشن شد كه حد اكبر در قياس برهانى يقين آور ، جايز نيست كه علت از براى اوسط باشد و احياناً ممكن است كه علت جزئى از اجزاى حد اكبر واقع شود و بديهى است كه اعتبار جزء غير از اعتبار كل است و ذوالمؤلف كه كل است به عينه محمول بر مؤلف است و اما جزء آن يعنى مؤلف ، محال است كه بر مؤلف حمل شود . با توضيحى كه داده شد ، معلوم مىگردد كه اشكال مذكور مغالطه‌اى بيش نبوده و از نوع « أخذ ماليس بعلّة مكان العلّة » ، يعنى غير علت را به جاى علت نهادن ، مىباشد .